سفارش تبلیغ
صبا ویژن

alone

دستت درد نکند

که دانه های بافتنی_خوش طرح_دوستی مان را

      دانه...  ...

      دانه...  ...

حالا که بهبهه ی زمستان است

 """ تا دانه های اخر شکافتی""""


نوشته شده در دوشنبه 92/1/19ساعت 4:1 عصر توسط مامک خواهانی نظرات ( ) |

زیبا ترین معشوق:الله

زیبا ترین کلام:لا الله اله الله

زیبا ترین دین:الله اکبر

زیباترین ستون:نماز

زیباترین خانه:کعبه

زیبا ترین مرگ:شهادت

زیبا ترین عمل:عدالت

زیبا ترین اغوش:مادر

زیبا ترین دوست:کتاب

زیبا ترین رحمت:باران

زیباترین سرمایه:زمان

زیباترین حسرت:حق

زیباترین زینت:ادب

زیبا ترین کلمه:محبت

زیبا ترین لحظه:پیروزی

زیباترین جنگ:جنگ با نفس

زیباترین تکلیف:نیکی به پدر و مادر

زیباترین کار:کمک به بیماران


نوشته شده در یکشنبه 92/1/18ساعت 4:29 عصر توسط مامک خواهانی نظرات ( ) |

                         پرسید: به خاطر کی زنده هستی؟؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم

                         بخاطر تو.... گفتم: به خاطر هیچ کس

                        پرسید:پس بخاطر چی زنده هستی؟؟ با اینکه دلم میخواست داد بزنم

                       بخاطر دل تو....گفتم:به خاطر هیچ کس

                       پرسیدم:تو به خاطر چی زنده هستی؟در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود

                       گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زنده است....

 

http://www.kelishe.com/wp-content/uploads/2012/09/love11.jpg


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/15ساعت 5:44 عصر توسط مامک خواهانی نظرات ( ) |

چرا  غمگینی؟:عاشق شده ام.

ایا عشق شیرین است؟:بله شیرین تر از زندگی.

چراتنهایی؟:ویژگی عاشق هاست.

لذت عشق چیست؟:فکر به او وخاطرات او.

چرامیروی؟:برای اینکه او رفت.

دلت کجاس؟:پیش او....

قلبت کجاست؟:او برد...

پس حتما بیرحم بود; نه؟:نه اصلا.

چرا؟:چون باز هم او را میپرستم...

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSPfLF4ddKpS__HVCB-HKl6djxx_OnBDwHTHfuonRAuXzXwFeMYRA


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/15ساعت 4:0 عصر توسط مامک خواهانی نظرات ( ) |

 هنوز هم صدای قدم هایت را پشت سرم میشنوم

 که همچون غریبه ای مرا بی تفاوت دنبال میکنی

 ومن این چنین پیش خودم میپندارم که هنوز......

 با گام هایت مسیر مرا دنبال میکنی ولی افسوس......

مرگ بر دو را هی ها لعنت بر هر چی بی راهه است

اری به اولین دو راهی که رسیدم" دیگر صدای قدم هایت نبود"

تو رفته بودی همه میگفتند که تو ابری بیش نبودی

ولی من میگویم"دو را هی ها تو را از من ربودند

                  لعنت بر دو راهی ها...


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/15ساعت 10:1 صبح توسط مامک خواهانی نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5   >>   >

Design By : Pichak